تيم ملي فوتبال ايران به عربستان باخت. اين دومين باخت ايران به عربستان در خاك ايران از جنگ قادسيه تا كنون است.
اين تيم و يا مربي تيم ملي نبود كه باخت ، اين علني شدن باخت همه ما بود. اين ترك برداشتن گوشه اي از توهم جمعي ما ملت بود.
اين آقاي مربي فرد باهوشي است و هميشه نشان داده كه شرايط را خوب درك ميكند چه آنروز ها كه در نقش مهاجمي زيرك بود و چه امروز. فراموش نكنيم آن روزي را كه تيم باشگاهيش برنده نميشد و ايشان به قم تشريف فرما شدند و به خدمت علما رفته و طلسم برنده نشدن تيم را شكستند. و دعا نويسان دعا موجز در پر قبايش گذاشتند. و آن ديگري در اطاق بغل داشت داستان حاله نورش را و سنگ شدن مستمعين در سازمان ملل و داستان شمس وزير و قمر وزير و فرخ لقا را گزارش ميكرد.
اين آقا دست ما را خوانده بود، اما اشكالش خون طمعي بيش از حد بود، فروشگاه هاي زنجيره اي خوبي از بركت دعا نويسان دست و پا كرده بود، كاسبي پر رونقي را تا به اينجا داشت حيف كه از شدت رضايت و لذت دنيوي ، كدو را رويت نكرد تا آن شد كه نميبايست. بابا كاسبي ات را كرده اي تمام، از ما بيش از اين در نمي آيد ، حد اقل براي تو در نميآيد.
اين مرتبه تقصير از آن رمال ها و كف بين ها بود، كه چرا جادو ها را بي اثر نساخته اند.
اشكال از جمع ما است، ملتي كه فيلم اخراجي هاي دو را در نوروز امسال در صدر پر فروش ترين هاي تاريخ صد ساله سينماي ايران مينشاند لايق بيش از اين هم نيست. ملتي كه دستمزد چماق به دست بزرگ ، ده نمكي قداره كش را با تحسين هنر هفتمش ارج مينهد و سر كيسه را برايش شل ميكند.
اين قوم كه من ميبينم ،لايق همان رمال هاي طلسم شكن و مربي اينچنيني و فيلمساز چماق بدست ميباشد.
پيام براي همه قهرمانان ملي تقلبي ، اي ورزش كاران ، هنرمندان سينما ، اي همه بادمجان دور قاب چين ها، اي دعا نويسان و اي دعا پذيران ، متوجه باشيد كه از هول حليم در ديگ نيفتيد. به شما خبر دهم كه جهان به آن شدتي هم كه گمان رفته خر تو خر نيست، از نعماتي كه با رمل و اسطرلاب و دعا و كجي و نمك تركي و فال نخود به دست آورده ايد رضايت دهيد و بيش از توان اثر كف بين ها و باطل كنندگان سحر و جادو انتظار نداشته باشيد و طمع را از اندازه افزون نكنيد.
همه اينها يعني اينكه به كدو توجه فرمائيد .
خواستم بهت در بلاگ نیوز لینک بدهم که اسد روی دستم زده بود مثل همیشه.