از خواندن اين شعر لذت بسيار برده ام ، شما هم با من شريك شويد
يياموز( از کتاب به همين سادگي)
گلم از خود رهيدن را بياموز به سرمنزل رسيدن را بياموز
مجال تنگ و راهي دور در پيش به پاهايت دويدن را بياموز
زمين بي عشق خاكي سرد و مرده است به قلب خود تپيدن را بياموز
جهان جولانگهي همواره زيباست به چشمت خوب ديدن را بياموز
بياموز، آفريدندت توانا توانا، آفريدن را بياموز
جهان طعم شراب كهنه دارد به لبهايت چشيدن را بياموز
تو اهل آسماني اي زميني به بال خود پريدن را بياموز
صدايت مي كنند از عالم عشق به گوش جان شنيدن را بياموز
نسيمي باش و از باد بهاري سحرگاهان وزيدن را بياموز
تو ابر رحمتي گاهي فرو ريز زاشك خود چكيدن را بياموز
گذارت گر ز راهي پرگل افتاد به دست خود نچيدن را بياموز
به عاشق غمزه و غم مي فروشند تو از اول خريدن را بياموز
سبك همواره بار زندگي نيست به دوش خود كشيدن را بياموز
كمانت مي كند اين بار سنگين تو پيش از آن خميدن را بياموز
جهان از هردو دارد، شادي و غم شكيب داغ ديدن را بياموز
به دنيا دل سپردن نيست دشوار زدنيا دل بريدن را بياموز
نياسودن به دوران جواني به پايان آرميدن را بياموز
به جولان در سخن سالك مپرداز دمي در خود خزيدن را بياموز
سراينده: مجتبي كاشاني