من این دو حرف نوشتم چنانکه غیر ندانست. توهم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی.
در كار اين يكي مانده ام
عجله داشتم و سوار تاكسي شدم. راننده تابلوئي چوبي و كوچك بر پيشخوان تاكسي آويخته بود كه از پدر و پسر و روح القدس حكايت ميكرد.
گفتم كه آقاي راننده شما مسيحي هستيد ؟
گفت بله
گفتم ارمني ؟
گفت نه مسلمان بودم ، من خودم ديانت مسيح را انتخاب كرده ام، مسيح مرا لمس كرد
گفتم حيف كه عجله دارم وگرنه دماري از روزگارت در ميآوردم كه از كرده پشيمان شوي و خود حضرتش دست از ملامسه بكشد
گفت هر گونه كه صلاح ميدانيد اقدام فرمائيد
گفتم شانس آوردي وگرنه من از آنها نيستم كه از خون تو واجب القتلي بگذرم اي كافر
گفت من كه به آرامش رسيده ام حتا اگر مرا بكشي
گفتم به كدام كليسا ميروي؟
گفت هيچ كليسائي مرا راه نميدهد، ميترسند كه خلاف شرع مقدس باشد و برايشان مشكل ايجاد شود
گفتم اگر خود مسيح هم بود وضعي بهتر از تو نداشت

ناگزير از خونش گذشتم نه به خاطر دل سوختن ، فقط به دليل عجله اي كه داشتم
انشاالله مرتبه ديگر كه كار فوري نداشتم اقدام خواهم كرد

به آرامش رسيده بود اما هيچ كليسائي راهش نميداد

Labels:

بماند به يادگار از اين شب تاريك


باشد اين به يادگار از بي برقي شب هاي گرم نزديك تابستان كه زيبائي ديگري به دولت سراي ما داد
اين عكس را دختر بزرگ آفاق گرفت و بر او آفرين گفتيم
و شادي كرديم و اين رفتن برق را به فال نيك گرفتيم
و پياله گردانديم و سماع آغاز گشت و باز مست شديم
چند روز در اصفهان

سقف سر در قیصریه در میدان شاه





مسجد شاه


چه پادشاهان قدر قدرتی که از آنها تنها نقشی بر جام چراغ باقی ماند
سلطان ابن سلطان ابن .... خاقان ابن خاقان
..............

مینای اصفهان , بی نظیر در جهان
انعکاس آسمان در گنبد ها و پیاله های مینا


اجتماعی بسیار متنوع از خواست ها و باور ها
و همه با هم ودر کنار هم خیلی زیبا است


یک عکس بی همتا ترکیبی ویژه از همه چیز


نقش فوتبال در قیمت صنایع دستی


قالب های نقش سفره قلمکار از جنس چوب گردو و گلابی


فروشگاه سفره های قلمکار در میدان شاه


استاد کار هنگام کار بر روی نقش هائی که مخلوق اویند


مینیاتور بر روی صدف های دریا

سی و سه پل در نیمه های شب

همیشه اصفهان مجذوبم کرده است این هم چند عکس از اصفهان در این چند روز که در این شهر زیبا بودم
شهری تمیز , دوست داشتنی و خاطره انگیز
اخطار به همه مديران و كارشناسان اجرائي
اخطار به همه مديران و كارشناسان اجرائي

بسيار مشاهده ميكنم كه هنگام مراجعه به ادارات دولتي و وابسته به دولت به درخواست من كم توجهي ميشود.

امروز درخواست خط تلفن داشتم كه كارشناس مربوطه در كمال پر روئي ميگويد خط در اين محله نداريم كه واگذار كنيم وقتي سعي كردم كه به ايشان تفهيم كنم كه من با بقيه تفاوت دارم باز هم بي توجهي نمود .

گفتم كاري نكن كه باز مانند دفعه قبلي پارتي بازي كنم و خودت بدوي دنبال كار ها و طي بيست و چهار ساعت خط تلفن بكشي و انعام هم ندهم و خفت ببيني و مدير كل شخصن تنبيهت كنند
گفت اين اداره پارتي بازي بر نميدارد. آقا خط نداريم
گفتم اينبار هم پارتي بازي ميكنم و هم جريمه خواهي شد من كه مانند مردم عادي نيستم آشنا دارم بدان كه كار اداره شما پيش من و فك و فاميلم گير ميكند.
گفت من گوشم از اين لاف ها پر است
گفتم بجنگ تا بجنگيم

تاريخچه : مرتبه قبل همه مقامات اظهار داشتند كه خط تلفن نداريم هرچه مهر قرمز بود روي درخواست اينجانب نقش بست اما وقتي كه كار اداره پيش ما گير كرد حل مسئله اداره مذكور در گروي راه اندازي خط تلفن منزل ما قرار گرفت همه مهر ها سبز شد و خوشبختانه مسائل به سرعت حل شد و همه عوامل بسيج شدند و ما به تلفن رسيديم

بدين وسيله به كليه مديران ، مسئولان ، كارشناسان ، تكنيسين هاي ادارات و سازمان ها اخطار ميگردد درخواست هاي اينجانب را به سرعت و خودشان محترمانه اجرا كنند تا من مجبور به اقدام شديد نباشم

هميشه بايد چماق بالاي سرتان باشد تا كار مردم را ره بيندازيد.

اين را ميگويند تكريم ارباب رجوع