ای کاش همانی شویم که در رویا هایمان تصویر میکنیم.
میخوام امروز حرف حسابی بزنم ، باید حرف حسابی زد.
آهای مردم من بنا بر شغلی که دارم چرک و کثافت را خوب تشخیص میدهم و امروز از تجربه هایم صحبت میکنم
آهای مردم ما همگی بوی گند میدهیم ، حالا من نبودم تو بودی را بگذار برای بعد . واقعیت یعنی آنچه که خواسته و یا ناخواسته پدیدار شده اینه که بوی کثافت میدیم . آقا با تو هم هستم ، اون آخر دنیا درست اون طرف کره زمین سرو ته نشسته ای بدون که تو هم بو میدی. اگر بو نمیدادی که محتاج خوندن نصیحت من نبودی پس تو هم مثل من هستی ، مثل مجتبا، مثل بقیه همسایه ها ، حتی ماسیس هم بو میده خلاصه همه از تهران تا گنبد کاووس از امارات تا نماینده من در ونزوئلا، اونها که میتوانند این نوشته را بخوانند و آنها که در حسرت خواندش کلاس اکابر میروند و سی دی نصرت گوش میکنند، همه و همه
اما چه باید کرد ؟ این دفعه تصمیم دارم خودم بگه چه باید کرد نه لنین ، نه چرنیشفسکی و نه دکتر شریعتی. همگی به کاهدان زده اند، فقط خودم میگم و مسئله را یک بار برای همیشه حل میکنم.
برای اینکه بوی بد را از بین ببری باید
بوی خوب بمالی
یادت باشه پریدی وسط حرفم ، نه بوی خوب نمال ، منشاء بوی بد را شناسائی کن . تا اینجا که براین استورمینگ (Brain Storming) نمیخواست. خیلی روشن، منشاء چیست؟
خوب حالا میگویم. منشاء خود تو هستی . درست شنیدی درست خواندی ، آره خود تو ، توئی که بو میدی
مسواک زدی؟ صورت ،چشم ، گوش همه را شستی ؟ جوراب ، پا ، دست ، اینجا و اونجا تمیز شد. ولی باز بو میدی. مشکل را حل نکردی . شناخت این مشکل اسپینوزا و چامسکی و هرمان هسه را نمیخواهد خودم میگم چیه اشکال. تو در درونت فاضلاب نصب کرده ای تو در مغزت مشکل پیدا کردی.
آره با تو ام که همین حالا سراوارونه توی اوهایو نشستی و این چرندیات را میخونی و فکر میکنی من خل هستم آره با تو ام.
آخه اگر بو گند از درونت نبود که این حرکات را نمیکردی. نه تو بمیری این دفعه اینکه همتون فیلسوف هستید درست نیست.
هیچ نگاه کردی ؟ چطور رانندگی میکنی ؟ هیچ حیوانی در جهان هستی اینطوری رانندگی میکنه؟
هیچ دقت کردی چطوری میزنی توی صف اتوبوس، تاکسی، کوپن، زهرمار.....
هیچ فکر کردی که چطوری گذران میکنی ، برای یک لقمه نون هر کثافتی میزنی به همه چیز، وقتی با ریش بشه نانچیبی کرد ریش میگذاری و وقتی دوتیغه صرف داشت تغییر چهره میدی، بعد داد آزادی خواهیت بلنده . که وای از دست رفت. مسلمانی گم شد. دریغ از انصاف. قبلا" چی بودیم . قبلش هم همین بودیم.
به خودت نگاه کن ، یک خورده از خر شیطون و ناسیونالیسم ضد عرب بیا پائین.
خشایار شاه قبول، کوروش درست ، رستم فرخزاد بیست آفرین. آخه بد بخت تو را چه مربوط. فکر نمیکنم روزی که ژن خشایار شاه و کاوه آهنگر را شناسائی کنند یک اتم از کرومزومش این طرف ها پیدا بشه. وقتی نسل ابو مسلم و بابک خرم دین و همه اونهائی که تو بهتر از من میشناسیشون را رد یابی کنند. فکر نکنم از نصلشون یکی هم توی ما هفتاد میلیون پیدا بشه.
تو بگو کدوم اینها کم فروشی میکردند. کدوم اینقدر دروغ میگفتند.
کدوم فقط شعار وطن وطن میدانند. و حواسشون جای دیگه بود
کدوم سر چهار راه فحش خواهر مادر میدادند.
کدوم رشوه میگرفتند .
کدومشون تقیه میکردند. کدوم توبه میکردند و از دو باره رجوع شامل حالشان میشد.
آقا یک جمعیتی به تعداد زیاد داریم بی کم و کاست بته نداره. از کاراش ببین
اگه غیر از اینه بیا غیر از این را نشان بدهیم
آره چه باید کرد؟ جواب اینه که این کار هائی که میکنیم نباید کرد. باید تمیز بشیم . باید گند زدائی بشیم.
خیلی شانس آوردیم کورش شاه پارس با اینکه آب زیرش انداختیم تکون نخورد و بیدار نشد. وگرنه با دیدن ما وارثینش ناچار میشد بدود پشت ساختمان صدا و سیما قرص اکس بخره و بزنه تا واقعیت را یک جور دیگر ببینه و یا با یک لول تریاک مشروط به اینکه تقلبی نباشه برگرده سر جایش.
امروز ما چیزی غیر از اینکه گفتم نیستیم
ای کاش اشتباه کرده باشم . ای کاش هزار بار اشتباه کرده باشم . ای کاش ما هفتاد میلیون همانی شویم که در رویا هایمان تصویر و تصور میکنیم.