از آنجائي كه كار بارگاه ما بر علم قرار دارد و ستون اين پادشاهي بر روش هاي تحقيق و تدبر در داده ها استوار است، بر آن شدم كه صداقت و درستكاري آنان كه انتخابات را اجرا كرده اند را بيابم و ارزيابي خويش را اعلام دارم. كساني كه زبان علم آمار را ميدانند روش محاسبه ما را به راحتي درك كرده و اگر خطائي كرده باشم گوشزد كنند كه سپاسگزار ميگردم.
همان گونه كه همه دوستان ميدانند ما را در اين سراي با اعداد و ارقام سر و سري است و اعداد با كنايه و رمز با من سخن ميگويند و راز هاي درون را برايمان آشكار مينمايند و رفيقانم خوب ميدانند كه اين ويژگي پس از ما در اولاد ذكور به يادگار به ارث رسيده و تكامل يافته است.
از اطلاعاتي كه از صندوق هاي آرا در شبكه تارنماي جهاني به وفور يافت ميشود استاني از استان هاي اين سرزمين را به تصادف برگزيدم و بر آن نظري انداختم. نام استان اصفهان بود. چه شگفت انگيز كه تعداد آرا در تعداد 78 صندوق از بيش از 2200 صندوق ، مضربي از 100 بود اين بدان معناست كه در 78 صندوق تعداد راي بسته هاي صد تائي را شامل ميشده است نه كمتر و نه بيشتر. بسته اي نيمه كاره نمانده است.
گفتم چه كنم تا بدانم اين حادثه اي است از روي تصادف كه تعداد آرا در صندوق متغيري ميباشد تصادفي و اين جهان ذاتش بر متغير هاي تصادفي است اما تصادف نيز احتمال وقوع خاص خود را دارد. هر واقعه اي احتمال وقوعي دارد كه بايد احتمال پديدار شدن 78 صندوق با چنين ويژگي از 2218 صندوق را بيابم.
پس اقدام كردم و احتمال وقوع تعداد مضرب 100 در يك صنوق را 0.01 مفروض دانستم و با بكار گيري توزيع بينم يا دوجمله اي اقدام نمودم. چنانكه خردمندان به اثبات فرموده اند با چنين داده هائي، توزيع دو جمله اي به سوي توزيع نرمال ميرود و نه به سوي توزيع پواسون و شاخص گرايش به نوع توزيع، مقدار np است .
رمز كار در ضرب تعداد در احتمال يك صندوق است كه ميانگين را حاصل مينمايد يا آن گونه به زبان علامات np است و واريانس كه همان پراكنش ميباشد نيز از رابطه npq بدست مي آيد.
پس با استفاده از توزيع نرمال ، با اعداد حاصل احتمال وقوع تعداد 78 صندوق و بيشتر را محاسبه كردم و به عبارت ديگر سطح زير منحني را براي تعداد 78 و بيشتر محاسبه نمودم و اين مقدار به واقع هيچ بود و از محدوده شش سيگما (6 SIGMA) و بيش از آن نيز بيرون بود. پس بر ما روشن شد كه در اين گردآوري نظر مردم در انتخاب رئيس جمهور ، فريب حاكم بوده است و چنين گويم كه در صورتي انتخابات بي خدعه برگزار شده باشد احتمال وقوع تصادفي چنين نتيجه اي بي نهات به صفر نزديك است.
آزمون آماري ما بوي خدعه را نمايان كرد ليكن جهت خدعه به لحاظ محاسبات علمي با اين آزمون روشن نشد، باشد تا در فرصتي ديگر نگاهي كنيم بر اعداد تا باز در خصوص جهت نيرنگ با ما سخن گويند و راز دل بگشايند.
اگرچه بسيار ديدم كه خردمندان علم آمار و اعداد در دانشگاه هائي درجاي جاي جهان، در اين باره بسيار آزمون هاي زيبا كرده اند و كوس رسوائي فريب كاران را با روش هاي گوناگون علمي بر بام ها به صدا در آورده اند كه هر شب صدايش را از پشت بام ميشنويم.
اين محاسبات در آن هنگام انجام شد كه فرياد رفيقان بر بام ها و رود خروشانشان را در كوي برزن شنيده و ديده بوديم و ميخواستيم درستي عمل آنان را در آئينه اعداد محك زنيم و شكر كه اين ملت به خطا نرفته است.
اما آنچه را كه ما در پيچ و خم اعداد ميبينيم گوئي اين ملت در خشت خام ديده است.
خلاصه آنكه چنين نتيجه اي از منظر احتمال وقوع بسيار بسيار نزديك به صفر است و در شرايط طبيعي محتمل نيست و اين سندي است غير قابل انكار كه به اثبات تكيه دارد.